ترنم مهر |
|
آسمان عشق
كاش مي شد چشم دل را باز كرد
با كليد گرم مهر و همدلي
روزها را با نگاهت شب نمود
گر زبان قادر به توصيفش نبود
من يقين دارم به جادو كردنت
كاشكي اين وصل را پاياني نبود
شعر از مهدی دلخواه
+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:39 توسط شهر آشوب | دستهاي روشن
با هر چه عشق نام تو را ميتوان نوشت باهر چه رود نام تو راميتوان سرود
با دستهاي روشن تو ميتوان گشود +نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:28 توسط شهر آشوب عشق و عاشق كشي الهي در باب عشق و عاشق كشي الهي اين حديث قدسي (آسماني) زينت بخش بسياري از آثار منظوم و منثور عرفاني است: (( مَن طَلَبني وَجَدَني وَ مَن وَجَدَني عَرَفني و مَن عَرَفني اَحَبّني و مَن اَحَبّني عَشَقني وَ مَن عَشَقني عَشقُتهُ وَ مَن عَشقتهُ قتلتهُ وَ مَن قتلتهُ فَعَلَّي ديتُهُ وَ مَن ديتهُ عَلَيَّ ديتهُ فَاَنا ديتهُ ))
+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:21 توسط شهر آشوب عرفان اسلامی بسمه تعالي
1.منصور حلاج (قتل 309 ه ق ) حسين بن منصور حلاج از شورانگيز ترين صوفيان تاريخ تصوف اسلامي است. او در سال 244 هـ در قريهء طور نزديك بيضاي فارس متولد شد. با جنيد و نوري صحبت داشت و شاگرد عمر و بن عثمان بود. گروهي از مشايخ همچون نصرابادي و عمروبن عثمان و عبدالله خفيف او را قبول داشتند و گروهي منكر او بودندو گروهي همچون قشيري و جنيد احتياط مي كردند. حلاج با امالحسين ازدواج كرد و سه پسر داشت او به علت گفتن سخناني كه به ظاهر مخالف شريعت بود و نيز به علت شطح معروف خود (( انا الحق)) به سال 301 دستگير شد و هشت سال در زندان ماند و بعد از اين مدت محاكمه شد و به تهمت كفر و طرفداري از قرمطيان يه مرگ محكوم شد . گويند نفرين استادش(عمروبن عثمان) موجب قتل او شد و در 24 ذوالقعده سال 309 با لبي خندان به فجيع ترين شكل ممكن شهيد شد. بعدها بزرگاني چون ابو سعيد و عطار و مولانا به دفاع از او پرداختند از او كتابي به نام الطّواسين و ديوان شعري باقي مانده است. حلاج اولين شهيد عرفان اسلامي است ابو سعيد ابوالخير گفت: حسين منصور حلاج در علّو حال بود و كسي در مشرق و مغرب در عصر او چون او نبود. وي گفت(( اي ياران مرا بكشيد كه حيات من در مرگ من است)) . اين ها سخناني است كه پيش از مرگ بر زبان راند:(( در عشق دو ركعت است كه وضوي آن درست نيايد الّا به خون ))
(( راُيتُ ربّي بعين قلبي فَقُلتُ مَن انت ؟ فَقالَ انتَ )) خداي خود را به ديده ي دل ديدم پرسيدم كيستي ؟ گفت : تو و اين چنين بود كه حلاج گفت : اَنا الحَق........
+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:8 توسط شهر آشوب دل سودايي
وقتي دل سودايي ميرفت به بستانها بي خويشتنم كردي بوي گل و ريحانها
گه نعره زدي بلبل گه جامه دريدي گل با ياد تو افتادم از ياد برفت آنها
اي مِهر تو در دلها وي مُهر تو بر لبها وي شور تو در سرها وي سر تو در جانها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشكستم بعد از تو روا باشد نقض همه پيمانها
تا خار غم عشقت آويخته در دامن كوته نظري باشد رفتن به گلستانها
آن را كه چنين دردي از پاي دراندازد بايد كه فروشويد دست از همه درمانها
گر در طلب رنجي ما را برسد شايد چون عشق حرم باشد سهلست بيابانها
هر تير كه در كيشست گر بر دل ريش آيد ما نيز يكي باشيم از جمله قربانها
هر كو نظري دارد با يار كمان ابرو بايد كه سپر باشد پيش همه پيكانها
گويند مگو سعدي چندين سخن از عشقش ميگويم و بعد از من گويند به دورانها +نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:0 توسط شهر آشوب مهتاب شامگاه
تويي كه مهر تو مهتـاب شامگاه من است سپهــر آينــه دارت چــراغ راه مـن است
طلـوع مطلـع شعـر آيتـي است سحر آميز كـه چشـم حـادثـه بنـد شـب سياه من است
ز هر دريچه چو منشور مي گشايي چشم اسيـر جلـوه ي جـادويـي نـگاه مـن است
صحيفه ي سخنت قصه گوي وادي شب جريده ي غزلت حرز جان پناه من است
زدوده ام بـه تفـاءل غبـار غــم از دل ببيـن چـه آينـه اي غمگسـار آه مـن است
فضـا ز نكهت گلـزار ، عنبـرآگيـن است و يا ز معجـزه ي پيـر خـانقـاه مـن است
از آن زمـان كـه بـه آستـان نهـادم روي فـراز مسنـد خـورشيد تكيه گاه من است بيژن ترقي
+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت12:0 توسط شهر آشوب |
|
منوی وبلاگ ![]()
با من بگو تو کیستی ، مهری ؟بگو ماهی؟ بگـو خوابی؟خیالی؟چیستی؟ اشکی؟ بگو،آهی بگو راندم چو از مهرت سخن،گفتی بسوز ودم مزن دیگر بگو از جان من جانا چه می خواهی؟بگو گیرم نمی گیری دگـر زآشفتهء عشـقت خبــر بر حال من گاهی نگر ، با من سخن گاهی بگو غمخوار دل ای مه نه ای،از درد من آگه نه ای والله نه ای بالله نه ای ، از دردم آگاهی؟ بگـو در خلوت من سر زده ، یک ره درآ ساغر زده آخر نگویی سرزده از من چه کوتاهی؟ بگو من عاشق تنهایی ام ، سر گشتهء شیدایی ام دیوانهء رسوایی ام تو هرچه می خواهی بگو
نوشته هاي پيشين پشتيباني |