تبليغاتX
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد ترنم مهر

ترنم مهر



آسمان عشق

  

  كاش مي شد چشم دل را باز كرد
           آسمان عشق را پرواز كرد

 

   با كليد گرم مهر و همدلي
      قفل سرد سينه ها را باز كرد

 

  روزها را با نگاهت شب نمود
    لحظه را با عشق تو دمساز كرد

 

  گر زبان قادر به توصيفش نبود
       با نگاهي عشق را ابراز كرد

 

  من يقين دارم به جادو كردنت
     مي توان با چشم تو اعجاز كرد

 

     كاشكي اين وصل را پاياني نبود
        كاش مي شد باز هم آغاز كرد....

                     

                            شعر از مهدی دلخواه

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:39 توسط شهر آشوب |


دستهاي روشن

با هر چه عشق نام تو را ميتوان نوشت

 باهر چه رود نام تو راميتوان سرود


بيم از حصارنيست که هر قفل کهنه را

 با دستهاي روشن تو ميتوان گشود


+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:28 توسط شهر آشوب


عشق و عاشق كشي الهي

 در باب عشق و عاشق كشي الهي

اين حديث قدسي (آسماني) زينت بخش بسياري از آثار منظوم و منثور عرفاني است‌: (( مَن طَلَبني وَجَدَني وَ مَن وَجَدَني عَرَفني و مَن عَرَفني اَحَبّني و مَن اَحَبّني عَشَقني وَ مَن عَشَقني عَشقُتهُ وَ مَن عَشقتهُ قتلتهُ وَ مَن قتلتهُ فَعَلَّي ديتُهُ وَ مَن ديتهُ عَلَيَّ ديتهُ فَاَنا ديتهُ ))


هركه مرا طلب كرد يافت ، هركه مرا يافت شناخت و هركه شناخت به من محبت ورزيد و عاشق من شد، و هركه عاشق من شد من عاشق او شدم ، و به هركه عاشق شدم ، او را كشتم و هركه را كشتم خون بهايش بر من بود و خون بهاي هركه بر من باشد ، خود  ديه ي او هستم.....

 این حدیث از جانب خدای باری تعالی به حضرت داوود(ع) الهام شده است..

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:21 توسط شهر آشوب


عرفان اسلامی

بسمه تعالي


زين پس بنا بر توفيق الهي و علاقهء خودم و احياناً برخي از دوستان علاقمند به عشق و عرفان اسلامي در هر دوره سعي دارم شناسنامه و خلاصهء زندگي برخي عرفاي نامي ايران و اسلام را در وبلاگ بگنجانم كه شايد مطالعه زندگاني اين بزرگان موجب ايجاد جرقه اي در زندگي... خودمان شد و.....

 

 1.منصور حلاج (قتل 309 ه ق )

حسين بن منصور حلاج از شورانگيز ترين صوفيان تاريخ تصوف اسلامي است. او در سال 244 هـ در قريهء طور نزديك بيضاي فارس متولد شد. با جنيد و نوري صحبت داشت و شاگرد عمر و بن عثمان بود.

 گروهي از مشايخ همچون نصرابادي و عمروبن عثمان و عبدالله خفيف او را قبول داشتند و گروهي منكر او بودندو گروهي همچون قشيري و جنيد احتياط مي كردند. حلاج با امالحسين ازدواج كرد و سه پسر داشت او به علت گفتن سخناني كه به ظاهر مخالف شريعت بود و نيز به علت شطح معروف خود (( انا الحق)) به سال 301 دستگير شد و هشت سال در زندان ماند و بعد از اين مدت محاكمه شد و به تهمت كفر و طرفداري از قرمطيان يه مرگ محكوم شد .

 گويند نفرين استادش(عمروبن عثمان) موجب قتل او شد و در 24 ذوالقعده سال 309 با لبي خندان به فجيع ترين شكل ممكن شهيد شد.

 بعدها بزرگاني چون ابو سعيد و عطار و مولانا به دفاع از او پرداختند از او كتابي به نام الطّواسين و ديوان شعري باقي مانده است.

 حلاج اولين شهيد عرفان اسلامي است ابو سعيد ابوالخير گفت: حسين منصور حلاج در علّو حال بود و كسي در مشرق و مغرب در عصر او چون او نبود. وي گفت(( اي ياران مرا بكشيد كه حيات من در مرگ من است)) . اين ها سخناني است كه پيش از مرگ بر زبان راند:(( در عشق دو ركعت است كه وضوي آن درست نيايد الّا به خون )) 

 

(( راُيتُ ربّي بعين قلبي     فَقُلتُ مَن انت ؟ فَقالَ انتَ ))

خداي خود را به ديده ي دل ديدم پرسيدم كيستي ؟ گفت : تو

و اين چنين بود كه حلاج گفت : اَنا الحَق........

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:8 توسط شهر آشوب


دل سودايي

 

وقتي دل سودايي مي‌رفت به بستان‌ها

بي خويشتنم كردي بوي گل و ريحان‌ها

 

گه نعره زدي بلبل گه جامه دريدي گل

با ياد تو افتادم از ياد برفت آن‌ها

 

اي مِهر تو در دل‌ها وي مُهر تو بر لب‌ها

وي شور تو در سرها وي سر تو در جان‌ها

 

تا عهد تو دربستم عهد همه بشكستم

بعد از تو روا باشد نقض همه پيمان‌ها

 

تا خار غم عشقت آويخته در دامن

كوته نظري باشد رفتن به گلستان‌ها

 

آن را كه چنين دردي از پاي دراندازد

بايد كه فروشويد دست از همه درمان‌ها

 

گر در طلب رنجي ما را برسد شايد

چون عشق حرم باشد سهلست بيابان‌ها

 

هر تير كه در كيشست گر بر دل ريش آيد

ما نيز يكي باشيم از جمله قربان‌ها

 

هر كو نظري دارد با يار كمان ابرو

بايد كه سپر باشد پيش همه پيكان‌ها

 

گويند مگو سعدي چندين سخن از عشقش

مي‌گويم و بعد از من گويند به دوران‌ها

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت20:0 توسط شهر آشوب


مهتاب شامگاه

 

 

تويي كه مهر تو مهتـاب شامگاه من است

سپهــر آينــه دارت  چــراغ راه مـن است

 

طلـوع مطلـع شعـر آيتـي است سحر آميز

كـه چشـم حـادثـه بنـد شـب سياه من است

 

ز هر دريچه چو منشور مي گشايي چشم

اسيـر جلـوه ي جـادويـي  نـگاه مـن است

 

صحيفه ي سخنت قصه گوي وادي شب

جريده ي غزلت حرز جان پناه من است

 

زدوده ام  بـه تفـاءل  غبـار غــم  از دل

ببيـن چـه آينـه اي غمگسـار آه مـن است

 

فضـا ز نكهت گلـزار ، عنبـرآگيـن است

و يا ز معجـزه ي پيـر خـانقـاه مـن است

 

از آن زمـان  كـه بـه آستـان نهـادم روي

فـراز مسنـد خـورشيد تكيه گاه من است

 

بيژن ترقي

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت12:0 توسط شهر آشوب |


نوشته هاي پيشين
خرداد 1387
آذر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



پبوند وبلاگ
گوگل
هزار بار عشق
پاکده
جوک و اس ام اس
روزهای غم انگیز
سایت آبی دوستان
حرف دل من
من تو خدا تنهای عزیز
سردار
ستاره ها
پری تنها
ظرف عشق
فرشاد
هدیه تولد
مدل لباس
دست نوشته های یک مردودی
تاریکی مهر ستاره
روزهاي باراني
آبی دریا
نسیم_معصومه
آخرین نفس
سرخ آبی_ تینا
به خواهش دل گوش بسپار

::طراح قالب ::

پیوند روزانه
آرشيو لينكدوني

طراح قالب

پشتيباني
www.Blogfa.com

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران Click Here To Navigate